عقايد مصريان باستان و افسانه آفرينش
در انجا فقط نون بود نون راهبه ابهاي تاريك بود يك رو ز تپه ايي از زير اب بيرون امد اين تپه بن بن ناميده شد روي اين تپه اتون ايستاده بود اتون اولين خدا و شاه خدايان بود اتون سرفه كرد واز دهانش شو خداوند هوا وتفنوت الهه نم و روطوبت به بيرون پرتاب شدند شو وتفنوت دو فرزند داشتند اول گپ به دنيا امد كه خداوند زمين بود بعد نوت بدنيا امد كه الهه اسمان بود شو خداوند هوا نوت الهه اسمان رابلند كرد واو را طوري قرار داد كه مثل سا يباني بروي گب خداي زمين قرار گرفت نوت و گب صا حب چهار فرزند شدند كه اوسيروس آيسس ست ونفيتيس نا ميده شدند اوسيروس پادشاه زمين شد وايسس كه الهه عشق ومحبت بود ملكه او شد اوسيروس پادشاه خوبي بود وسالهي زيادي بر زمين حكومت كرد ست كه نسبت به برادرش اوسيروس حسد مي ورزيد روزي از خشم زياد برادر خود اوسيروس را كشت وخود بر تخت شاهي نشست اوسيروس به دنياي زير زمين رفت اوسيروس و ايسس پسري داشتند به نام هوروس كه او با ست جنگيد وتاج شاهي را ازاو پس گرفت واز ان پس هوروس پادشاه زمين شد و اوسيروس پادشاه دنياي زير زمين
At first, there was only Nun. Nun was the dark waters of chaos.
Next... |