|
EGYPT
|
هیروگلیف یا خط تصویری ، در اصل یعنی سپنتا منبت یا کنده کاری مقدس و ریشه در زبان یونانی دارد. علت این نام گذاری، آن بود که این روش نگارش بیشتر ویژه کاهِنان و رهبران مذهبی بوده است؛ چراکه آموختن آن دشوار و نوشتن آن نیازمند امکاناتی بود که معمولا مردم عادی از آن بی بهره بودند.
پیشینه کهنترین اثر یافته شده با خط هیروگلیف، به 3200 تا 3300 سال پیش از میلاد می رسد و برابر سندهای موجود، مصریان باستان تا 3500 سال پس از آن نیز از این روش نگارش استفاده می کردند. تصویر زیر، از فرهنگ اینکارتا (انتشارات میکروسافت) گرفته شده و متعلق به آرامگاه شهبانو آمونهِرخِپسِف است.

روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصله و آیین نگارش نبود.
الفبای تصویری مصریان را می توان به دو گروه عمده نقسیم نمود.

شاید این پرسش پیش آید که مثلا چرا باید یک بیضی، آوانشان صدای /ر/ و یا یک خط افقی زیگزاگ، آوانشان صدای /ن/ باشد و...؟ پاسخ این است که هر یک از این آوانشانها، پیشتر نمایشگر جانور یا چیزی بوده اند که به تصویر می کشند، اما به تدریج تغییر کارکرد یافته اند. برای نمونه،
در اصل، نماد دهان (r'i) بوده و
نیز دیس واژه آب (nu) بوده است. این دو نشان و بسیاری دیگر از دیس-واژگان به تدریج تبدیل به آوانشانِ حرف نخست خود شده اند.

نکته مهم: چنانکه می بینید، سه خط عمودی کنار هم، نشانه جمع و یک خط عمودی، ”نشانه ی دیس واژه“ است. به اینچنین نشانه هایی در زبان هیروگلیف که نه چمنگارند و نه آوانشان، و تعیین کننده دسته ای است که واژه بدان تعلق دارد، ”determinative“ گفته می شود. بد نیست بدانید که گاهی برخی آوانشان ها، نقش آوایی خود را از دست داده و نقش determinative به خود می گیرند.
شاید دشوارترین بخش خواندن متن های هیروگلیف، تفسیر نشانه ها، چمنگارها، و آوانشان هایی است که پشت سرهم و بدون فاصله آمده اند. در تصویر بالا دیدید که دوپای در حال حرکت، معنای راه رفتن را می دهد. اکنون ببینید که ترکیب این چمنگار با دیس واژه های دیگر، چگونه معنای ”راهنمایی کردن“ و ”نزدیک شدن“ می دهد:

گفتیم که آموزش و نگارش هیروگلیف کاری دشوار بود. به همین دلیل مصریان خطی نو را بوجود آوردند که تنها فرق آن با هیروگلیف سنتی، ساده تر شدن دیس واژه ها بود. نام این خط جدید ”hieratic“ یا خط کاهنی بود و برخی آنرا ”سرِهم یا شکسته ی هیروگلیف“ می دانند. این خط را، بر خلاف هیروگلیف سنتی که بیشتر بصورت کنده کاری و بنای یادبود بکار می رفت، با قلم نی بر روی پاپیروس می نوشتند. در زیر، نمونه ای از این خط را با هیروگلیف سنتی مقایسه کنید:

در قرن هفتم پیش از میلاد، مصریان خط تازه ای اختراع کردند که از روش نگارش کاهنی (hieratic) نیز آسانتر بود. این روش نگارش، ”خط همگانی“ (demotic script) نام داشت. از آن تاریخ به بعد، مصریان از خط هیروگلیف سنتی، برای منبت کاری روی ساختمان، جواهر، و اسباب خانه استفاده می کردند؛ خط کاهنی را برای متن های مذهبی و خط همگانی را برای متن های تجاری و ادبی بکار می بردند.
در پایان، این را هم بگویم که خط هیروگلیف، به شکل های دیگر، در میان مردمان باستانی دیگری، چون سرخپوستان اولمِک ، مایاها، برخی از مردم چین باستان، و برخی مردمان ساکن میان رودگان «بین النهرین)، نیز استفاده می شده است.

مدتی قبل در خبرها آمده بود: باستان شناسان مصری بقایای هرم جدیدی را در منطقه “الثقاره” در بیست کیلومتری قاهره کشف کردند.
اما راز این هرم چه بود؟
باستان شناسان مصری از کشف هرم گمشده ای با قدمت ۴۰۰۰ سال خبر دادند. گفته می شود این هرم ۲۰۰ سال قبل توسط باستان شناسی کشف شد ولی دیگر هیچ وقت اثری از آن دیده نشد.
زهی حواس باستان شناس ارشد مصری گفت: این هرم توسط پادشاهی به نام مینکهور، یکی از فراعنه گمنام که تنها ۸ سال حکومت کرد، ساخته شده است.
در سال ۱۸۴۲ باستان شناسی آلمانی به نام کارل ریچارد لپسوس در میان جستجویش در الثقاره به این هرم اشاره کرده است و آن را شماره ۲۹ و هرم بی سر نامیده است. زیرا تنها پایه هرم باقی مانده است. اما شن های صحرایی این هرم را پوشاند و پس از آن هیچ باستان شناسی نتوانست مقبره مینکهور را بیابد.
این تیم همچنین از کشف بخشی از جاده ای خبر دادند که از آن برای جشن های دسته جمعی استفاده می شده و راهبان بلندپایه صورتشان را با ماسک می پوشاندند و گاوهایی را که قربانی و مومیایی شده بودند را برای پرستش، حمل می کرده اند.
پایه هرم، یا آنطور که باستان شناسان می گویند: قسمت رویی بنا، بعد از یکسال و نیم تلاش تیم زهی حواس از زیر تپه شنی با ارتفاعی حدود ۸ متر بیرون کشیده شد.
حواس می گوید سبک معماری این اهرام مربوط به سلسله پنجم از پادشاهی قدیم مصر می باشد. دوره ای که در سال ۲۴۶۵ قبل از میلاد آغاز و در ۲۳۲۵ قبل از میلاد پایان یافت. اگر اینگونه باشد، این هرم دو قرن بعد از اهرام جیزه ساخته شده است.
شاهد دیگری بر اثبات زمان ساخت هرم، سنگ گرانیت خاکستری کشف شده به عنوان سرپوش تابوت بود که در آن زمان مورد استفاده قرار می گرفته. پایه ی مستطیل شکل هرم و گودالی به عمق چهار و نیم متر در کف بنا، نشانه کوچکی از ابهت هرم در زمان خود است. انبوهی از سنگهای عظیم الجثه که بسیاری از آنها هنوز در زیر شن و غبار دفن شده اند، دیوارها و ورودی هرم و تالار تدفین را در داخل هرم نشان می دهند.
باستان شناسان نشانی از نام فرعون به زبان هیروگلیف در این هرم نیافتند. اما حواس می گوید تاریخ تخمینی ساخت هرم، نشان می دهد که به مینکهور متعلق است.
کار بر روی این سایت باستانی ادامه دارد و حواس امید دارد با از زیر خاک بیرون آوردن هرم های کوچک اطراف مقبره مینکهور، سنگ نبشته هایی برای اثبات این ادعا پیدا کند.
از سوی دیگر، جاده ی کشف شده در کنار این هرم، مربوط به دوره بطلمیوس یعنی ۳۰۰ قبل از میلاد است. اشخاص روحانی باید گاو مقدس را در این جاده به سوی گور زیرزمینی اش حمل می کردند.
مصریان باستان گاو را مقدس میشمردند و آن را تجسمی از خدای شهر ممفیس می دانستند که با باروری و حاصلخیزی و پرستش خورشید نیز نسبت داشت. گاو مقدس گاوی با رنگ سیاه عمیق و نشان سفیدی در بین شاخهایش بود. توسط یک فرد روحانی انتخاب و تا پایان عمرش مورد احترام بود. بعد از مرگ، مومیایی و در گورستانی زیرزمینی دفن می شد.
این اکتشاف، بخش مهمی به اطلاعات تاریخی درباره پادشاهی قدیم و رسومات سنتی اضافه نمود. با وجود اینکه باستان شناسان قریب به ۲۰۰ سال است که در مصر مشغول اکتشاف هستند، اما به گفته حواس تنها یک سوم آنچه در زیر خاکهای الثقاره وجود دارد، کشف شده است.