تبليغاتX
مصر تاريخ و هنر
EGYPT

 

 
He walked the earth 5000 years ago. He was the Pharaoh's vizier, a master physician, the world's first acknowledged architect, and a mortal turned god. His name was Imhotep, and Egyptologists may be on the verge of discovering his tomb. In a quest that takes us from the crowded spice markets of Cairo to secret passageways buried in the sands of Saqqara, archaeologists search for the lost mummy of Imhotep. Along the way, they reveal ancient medical practices, how Egypt's first pyramid was constructed, and the long-lost art of mummification. Will one of these archaeologists make the greatest discovery of the new millennium?

نخستين شخصيت مصرى يك دانشمند است

 
«نخستين شخصيت تاريخى مصر كه يقين داريم روزى برروى زمين زيسته است، شاه يا يك كشور گشانيست بلكه هنرمند ودانشمندى است كه مشاور شاه مصر بوده و ۵۱۵۰ سال پيش مى زيسته است. نام او « ايمحوتپ» است. او يك طبيب ويك معمار برجسته است . اين شخص به اندازه اى به علم طب مصرى خدمت كرد كه به عنوان خالق علم وهنر مصر مورد پرستش است وچنان به نظر مى رسد كه مكتب معمارى مصربه وسيله او تأسيس شده باشد و از همين مكتب سازندگان بزرگ سلسله بعد بيرون آمده اند. بنابر روايات مصرى نخستين خانه سنگى به سرپرستى وى ساخته شد و هم اوست كه نقشه كهن ترين بناى مصرى يعنى اهرام را كشيده است.»
«اهرام» براى چه ساخته شد؟
«شك نيست كه منظور مصريان از ساختن اهرام ايجاد يك اثر هنرى نبوده است. اهرام مصر درحقيقت گورهايى بوده است كه رفته رفته تحول يافته وبه اين شكل درآمده است . پادشاهان قديم مصر مانند مردم مصر قديم اعتقاد داشتند كه درهر جسم زنده اى « همزاد» او وجود دارد وهمزاد هر كس را « كا» مى ناميده اند.
مصريان قديم معتقد بودندكه آدمى درآن هنگام كه آخرين نفس را مى كشد واز اين دنيا مى رود همزادش نمى ميرد.
مصريان قديم اعتقاد داشتند كه  هر اندازه جسد مرده بيشتر بماند وبهتر به آن خوراك برسانند واز پوسيدن وفاسد شدن محفوظ بماندهمزاد او به همان اندازه زنده مى ماند، لذا شاهان براساس اين عقيده براى خود آرامگاه هايى ساختند كه همزادشان زنده بماند وچون همزاد هركس به عنوان صورت كوچك شده جسد آدمى تصور مى شد ناچار مى بايست به او خوراك و پوشاك داده شود وبه همين جهت است كه دربعضى ازگورها مستراح هايى ساخته اند تا مورد استفاده «كا» يعنى روح جدا شده از بدن يا همزاد شخص مرده قرار گيرد. درپاره اى از نوشته هاى مربوط به مردگان درمورد زندگى پس از مرگ اظهار نگرانى كرده اند كه : مبادا «همزاد» آدمى به خوراك نيازمند شود و يا بر اثر نبودن غذا ناچار به خوردن مدفوع خود باشد.
به طور طبيعى چنان به نظر مى رسد كه اگر در آداب دفن مصريان قديم تتبع شود و بخواهند به آغاز آن برسند ناچار بايد چنان باشد كه سلاح ها و افزاركار مرد جنگى را با خود او به خاك بسپارند و زنان و بندگان مرد را نيز با او در گور كنند كه بعد از مرگ به خدمت وى مشغول باشند و چون در عملى كردن اين كارها مشكلاتى وجود داشته مصريان تصويرها و مجسمه هاى كوچكى از زنان و غلامان و ملزومات ديگر مى ساختند و در حقيقت به صورت بدل آنها در گور مى گذاشتند و اين اشياى بدلى جاى واقعيت را مى گرفت و بازماندگان شخص مرده مى توانستند مزارع حاصلخيز و گاوان فربه و خدمتگزاران فراوان و كارگران چابك را با خرج بسيار كم در اختيار مردگان بگذارند.
لذا پس از آنكه نزد مصريان قديم تصوير به جاى اصل پذيرفته شد، هنرمندان مصرى آثار بسيار زيبايى از خود در گورها به يادگار گذاشتند.
در يكى از گورها تصوير مزرعه اى ديده مى شود كه در حال شخم زدن آن هستند و در گور ديگر منظره درو كردن محصول نقاشى شده است و در گور ديگرى صحنه پختن نان و در قبر ديگرى منظره كشتن گاو و يا گوشت پخته اى را كه در ظرف ميهمان ها گذاشته مى شود به تصوير كشيده اند.در مقبره يكى از شاهزادگان مصرى نقش برجسته اى هست كه شاهزاده را در حالى نشان مى دهد كه پشت ميزى نشسته و خوراكى هاى گوناگون در برابر وى قرار دارد.
مصرى ها بر اساس اعتقاد به زندگى همزاد آدمى پس از مرگ، مرده را در تابوتى از سنگ مى گذاشتند و براى موميايى كردن آن متحمل رنج فراوان مى شدند و به اندازه اى در اين كار پيش رفته بودند كه هنوز تارهايى از مو يا تكه هايى از گوشت چسبيده به استخوان، در موميايى ها ديده مى شود.
عصر ملوك الطوايفى در مصر قديم
«هيچ سرزمينى به اندازه مصر شاه نداشته است. تاريخ اين پادشاهان را به صورت سلسله هايى درآورده است كه شاهان يك سلسله همه از يك تخمه و تبار يا يك خانواده اند. يكى از فرعون هاى قديم به نام «پپى دوم» ۹۴ سال سلطنت كرد و اين طولانى ترين دوره سلطنت در تاريخ است. پس از مرگ وى مملكت دچار هرج و مرج شده و اشراف و مالكين هر يك مستقلاً به حكمرانى پرداختند.
اين يكى از نمونه هاى تاريخ است كه به صورت منظمى تكرار مى شود.گويى چنان است كه مردم زمانى آزادى بيش از اندازه اى را دوست دارند و زمانى ديگر به انضباط سخت ميل مى كنند. بعد از يك دوره طولانى كه چهارصد سال طول كشيد مردى قوى الاراده ظاهر شد و با اراده آهنين خود كارها را به جريان عادى خود بازگردانيد. اين مرد «آمنمحت اول» نام دارد و بنيانگذار سلسله دوازدهم پادشاهان مصر است.
در زمان سلطنت اين شاه فعال، نظم و ترتيبى برقرار شد كه ۵۰۰ سال دوام كرد. ثروت عمومى افزايش يافت، هنر ترقى كرد. ريشه خانخانى خشك شد. فرماندهان بخش هاى مملكت كسانى بودند كه از طرف شاه مأمور مى شدند و از شاه حقوق مى گرفتند.
سيزده سال پس از مرگ او بدويان آسيايى مصر را مورد هجوم قرار دادند و شهرها را سوزاندند و معابر را ويران كردند و اين گروه با عنوان «شاهان چوپان» مدت دو قرن بر مصر فرمانروايى كردند. سرانجام مصريان اين فرمانروايان غاصب را بيرون كردند و سلسله هجدهم شاهان مصر تأسيس شد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط amir  | 

چه چيزي فرهنگ مصر را از فراموشي نجات داده است؟

مصريان علاقه عجيبي به نوشتن تمام ماجراهاي زندگيشان داشته اند . و ما به لطف اين عادت عجيب آنها مي توانيم از فرهنگي حرف بزنيم که حدود 2000 سال است که ناپديد شده است . راستي چه اثري از زندگي شما وجود دارد؟ هزار سال بعد از زندگي ما چه چيزي باقي مانده است ؟ شايد فقط آن چيزهايي که نوشته ايم حالا اگر به اندازه کافي کنجکاو هستيد مي توانيد همراه با ما زبان مصريان باستان را ياد بگيريد!


1-زبان مصري و نگارش آن
2-نشانه هاي يک حرفي
3-نشانه هاي دو صدايي و توضيحي
4-حروف 3 صدايي متمم هاي آوايي
5-اسم – جنس و تعداد
6-اعداد مصري

 


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط amir  |