تبليغاتX
مصر تاريخ و هنر
EGYPT

مصريان باستان بر اين عقيده و باور بودند  كه وقتي انسان مرد به تالار مرگ وارد ميشود  در انجا آنوبیس در انتظار اوست آنوبیس، خداوند حنوط (کفن و دفن)بي طرفانه قلب او را در مقابل مات الهه انصاف و دادگستري در ترازوي عدالت  قرار ميدهد اگر اين شخص در زندگي گناهي مرتكب نشده بود  قلب او  به سبكي  يك پر در كفه ديگر ترازوست پر سمبل راستي و صداقت بود او براي هميشه  زندگي خواهد كرد ( به بهشت ميرود) ولي اگر قلب اين شخص سنگين تر از وزن پر بود  كه ميشود گفت در زندگي مرتكب گناه شده توسط حيواني عجيب به نام آمييت كه مصريان از او وحشت داشتند  خورده ميشد( به جهنم ميرفت) آمييت سري به شكل تمسا ح شانه هايي همچون شانه شير وپايين تنه اي مثل اسب آبي داشت توت خداوند ماه  جادو و نوشتن با سري به شكل لك لك مناطق گرمسيري در اين مراسم وقايع را مي نوشت و ثبت مي كرد

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط amir  | 

 

رامسس دوم در قادش خود را در محاصره دشمنانش تنها یافت.او فریاد زد و از آمون درخواست کمک کرد.فریاد و شیون او در کتاب تاریخ مصر باستان نوشته نیکلاس گریمال نقل شده است.فریادی که شنیده شد و نیروی تازه ای در رامسس دوم ایجاد کرد تا فرعون راهش را بسوی آزادی بگشاید:

پدرم: آمون: من تو را می خوانم
من در میان گروهی از بیگانگان هستم
تمام کشورها در برابر من ایستاده اند.
من تنها هستم: هیچکس همراه من نیست
.
سربازان بیشمار من: مرا ترک کرده اند

من فریاد می زنم و آنها را صدا می کنم
ولی هیچ کدام به آن اعتنایی نمی کنند.
من می دانم که آمون مرا با بیش از یک میلیون سرباز یاری خواهد داد

بیش از صد هزار ارابه ران.
بیش از ده هزار برادر و فرزند

کسانی که مثل یک قلب: متحد شده اند
حال هر چند که من در سرزمینی دور دست دعا می کنم...
هنگامی که آمون را خواندم دیدم که می آید

او دستش را به من داد و شاد شدم.
او از پشت مثل اینکه نزدیک من باشد گفت
:
به پیش: من با تو همراهم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط amir  |