تبليغاتX
EGYPT
مصر تاريخ و هنر

 

 

ماجرای کشته شدن ازیریس بدست ست در چند سرچشمه مصری آورده شده است. تلاش شده است که در این سرچشمه ها کشته شدن ازیریس به یک نمایش اندوهناک درآید. در «نوشته های اهرام» چندین بار به آسیب هایی که بدست ست به ازیریس زده می شود، یاد شده است. ازیریس بدست ست کشته شده و در کنار رودخانه ای در «ندیت» (Nedyet) در نزدیکی «آبیدوس» (Abydus) به پهلو افتاده است. چند نگاره بدست آمده از روزگار پادشاهی میانه نشان می دهد که ست ازیریس را کشته و در رودخانه ای درهمان ندیت از پای درآورده است.

اسطوره های دیگر درباره مرگ ازیریس می گویند که ست با دستیارانش در یک میهمانی جعبه ای زیبا را آوردند ازیریس را فریفته به درون جعبه بردند و ناگهان ست در جعبه را بست. پس آن جعبه تابوتی برای ازیریس بود. سپس ست جعبه را در دهانه یکی از شاخه های نیل در دلتا به آب دریای مدیترانه انداخته و آب آنرا به شهر «بیبلوس» (Byblos) در لبنان برد.

از آن پس نقش ایزیس در یافتن پیکر همسرش برجسته می شود. ایزیس ایزد بانوی «تخت» و پشتیبان فرعونها در مصر باستان بود و فرعونها او را مادر خود می دانستند. او را از خاندان پنجم می شناختند. اما از پایان «پادشاهی میانه» و در «پادشاهی نوین» آیین های پرستش او در شهرهای گوناگون مصر برجسته تر شد. از آنجا که او همسر ازیریس کشته شده بود، فرعونها باور داشتند که پس از مرگ ایزیس همراه و پرستار آنان خواهد بود.

ایزیس را گاهی چون بانویی بالدار نشان می دادند که بالهایش را گشوده و گاهی بانویی بود که بالهای یک شاهین به دور سرش پیچیده شده بود. نیز بر روی بسیاری از تابوتهای پادشاهان مصر سیمای بال گشوده ایزیس و خواهرش «نفتیس» (Nephthys) دیده شده که خود نشان دهنده پرستاری او از تابوت فرعونها پس از مرگ است.

از آنجا که او از خانواده خورشید در شهر یونو بود و نیز پسان تر با هاتور مادر هوروس یکسان پنداشته شد، پس در برخی نگاره ها درست مانند هاتور، دایره سرخرنگ خورشید در میان شاخهای یک گاو بر سرش دیده شده که در برخی نگاره های دیگر بالهای خود را گشوده است. این سیمای بال گشوده از ایزیس که بر سرش دایره خورشید نیز بود، گونه ای نمایش «خانواده دایره بالدار» بود. زیرا او مادر هوروس که دایره بالدار نماد نامدار او بود خوانده می شد.

ایزیس بالدار که دایره خورشید برسرش دیده می شود

پس از کشته شدن ازیریس، ست فرمانروای مصر می شود. اسطوره ها می گویند که ایزیس به سیمای یک پرنده درآمده (چون نماد بالدار او) و پیوسته برای یافتن پیکر همسرش که برادر او نیز بود پرواز کرد و همیشه سوگواری و زاری می نمود. سرانجام او پیکر ازیریس را در ندیت یافت و هنگام یافتن با گریه بلند فریاد کشید. سرچشمه های مصری می گویند که خواهرش و دوتن دیگر که آنها نیز مانند پرنده بودند، او را همراهی می کردند.

«او پیوسته در جستجویش بود. در گوشه و کنار زمین سرگردان و با درد و رنج می گریست و هیچگاه آرام نداشت تا هنگامیکه آن را یافت. او با بالها و پرهایش آن را پوشاند. او با بالهایش باد ساخت و با فریاد بلند در سوگ برادرش گریست. او سیمای به خاک افتاده او را چنانچه دلش آرام بود، بلند کرد. ایزیس هستی و گوهر او را برد. او آبستن گشت و فرزندی زاد...» (ستون آمن موس)

ناموری و پراکندگی این داستان در میان مصریان، داستانهای گوناگونی را دراین باره پدیدار ساخت. پلوتارک بیش از هزار سال پس از نگاشته شدن ستون آمن موس نوشت که جعبه ای که پیکر ازیریس در آن بود، سر از بیبلوس در لبنان درآورد. ایزیس برای یافتن آن به آنجا رفت و سرانجام پس از روبه رو شدن با دشواریها آنرا در ستونی چوبی در کاخ فرمانروای آنجا بدست آورد. او جعبه را پنهانی به مصر آورد، اما اما هنگامیکه آنرا در جایی رها کرد تا به دیدن پسرش هوروس در «بوتو» (Buto) در دلتا برود، ست (که پلوتارک او را تایفون خدای آشفتگی یونانی خوانده) شبی هنگام شکار آنرا دید آنگاه پیکر ازیریس را به چهارده تکه تقسیم کرده آنها را در گوشه و کنار مصر پراکند. ایزیس سوار بر قایقی کوچک شده و هرجا پاره ای می یافت آیینی برای سوگواری برگزار می کرد. او سیزده تکه از پیکر او را یافت.

در برخی اسطوره ها «توت»‌ (Thoth) خدای ماه در برگزاری آیین های ازیریس در کنار ایزیس است. سرانجام ایزیس با جادویی که توت آنرا به او یاد داده بود، ازیریس را زنده ساخت. اما ازیریس نمی توانست به جهان زندگان بازگردد. زیرا بازگشت یک مرده، بودنی نبود. پس ایزیس و همراهانش پیکرش را پیچیدند و مومیایی ساختند و او به جهان زیرین رفت و پادشاه جاودانه آنجا شد. این داستان سرچشمه ای شد که نشان می دهد چرا مصریان مردگان خود را مومیایی کرده زیرا باور داشتند که «کا»ی هر مرده ای زنده است و مومیایی مردم همان کای مردم است و آرامگاهها نماد جهان زیرین.

+ نوشته شده در  2008/6/5ساعت 2:34  توسط amir  | 

  

 

ستون یادبود «آمن موس» (Amenmose) که اینک در موزه لوور پاریس نگاهداری می شود، در 1400 پ.م آشکارا از آبادانی و پیشرفت سرزمین مصر در روزگار ازیریس سخن می گوید. در این ستون سنگی ازیریس آورنده خوشبختی و فراوانی برای مصریان، نگاهدارنده آبهای سرگردان «نو» (Nu)، آورنده بادهای دلنواز شمالی، بالنده گیاهان و ستارگان، دارنده چوبدستی (عصا) و تازیانه پادشاهی و دارنده تاج «پردار» بزرگ (تاج فرعونها) خوانده شده است.

«درود بر تو ای Wesir ]ازیریس[ ... نخستین جاودانگی، با خوشبختی بسیار در جایگاه مقدس، ...، او به سرزمین خوراک داد، بهترین در میان خدایان 9 گانه بود، نیرومندترین روان در میان خدایان، از اوست که نو آبهای خود را نگاه داشت، از اوست که باد شمالی بالای رودخانه وزید، هوا گرایش داشت که از بینی او بوزد، پس دل او آرامش را دریافت. با خواست او گیاهان سبز بالیدند و برای او زمین بخشش خود را داد، آسمان و ستارگان از او فرمانبرداری کردند، از برای او دروازه های بزرگ آسمان باز شدند، او دریافت کننده ستایش از آسمانهای نیمروز و پرستش شده در آسمان شمالی بود. ستارگانی که به دور ستاره قطبی می گشتند، در فرمانش بودند و جایگاهش ستارگان خستگی ناپذیر بود و او با آرامش با چوبدستی که دردست داشت پیش می رفت ... آنهایی که در جهان زیرین بودند، زمین را بوسیدند و آنهایی که در بیابان، او را کرنش کردند. نیاکان هنگامیکه او را می دیدند شادی می کردند. آنهاییکه فراتر بودند در ترس او بودند. دو سرزمین ]مصر بالا و مصر پایین[ با یکدیگر یگانه شدند ... او پادشاهی را از گب بدست آورد ... او ]گب[ پادشاهیش را برای راهنمایی جهان به آینده ای خوشبخت به ازیریس بخشید. او سرزمین خود را به او داد. آبهای آن، هوای آن، گیاهان آن، چراگاههای آن و همه آفریدگان آن، همه روندگان آن، همه پرندگان آن، همه کسانیکه آتشین هستند، خزندگان و جنبندگان آن، همه بیابانهای سرکش و همه چیز به پسر نوت بخشیده شد و دو سرزمین با این بخشش ها خوش و خرم بود ...»

ازیریس از هنگام مرگ به جهان زیرین رفت و پادشاه مردگان شد. مصریان «با»ی او یا روانش را می پرستیده و آرام آرام آنرا برابر با خدایی «قوچ» مانند در شهر «مندس» (Mendes) در دلتای نیل برابر دانستند. در این شهر هیچگاه قوچ کشته یا قربانی نمی شد. این خدای قوچ شکل مصری «بنب جد» (Benebdjed) به معنی «با سرور جد» (djed) بود. معنی دیگر نام این قوچ مصری «با روان سرور ستون پایداری» است. هنوز دراین باره گفتگو است که آیا واژه مصری «با» همان آ‌وایی است که از دهان قوچها شنیده می شود یا نه؟ جد ستونی بود که پسان تر نماد پشت و ستون ازیریس دانسته شده و از آنجا که رود نیل نیز ستون پایداری و آبادانی سرزمین مصر بود، رود نیل را با ستون ازیریس در پیوند دانستند. پس هنگام سرریزی سالانه رود نیل، سالروز مرگ ازیریس پنداشته شده و هنگام پس نشینی آب نیل سالروز زنده شدن دوباره آو


آریارمنا

http://ariaramnes.blogsky.com/?PostID=33

+ نوشته شده در  2008/4/12ساعت 15:22  توسط amir  |